السيد محمد حسين الطهراني
212
امام شناسى (فارسى)
شرافت او كافى بود . 2 - يكى آنكه فرمود : من مولاى هر كس هستم على مولاى اوست . 3 - و ديگر آنكه نسبت على با من مانند نسبت هرون پيغمبر با برادرش حضرت موسى است . 4 - و ديگر آنكه : على از منست ، و من از على هستم 5 - و ديگر آنكه مقام و منزلت على نسبت بهمن مانند جان و نفس من است نسبت بهمن ، پيروى از او پيروى از من ، و مخالفت با او مخالفت با منست . 6 - ديگر آنكه ستيزگى با على ستيزگى با خداست ، و صلح و آشتى با او ، صلح و آشتى با خداست . 7 - و ديگر آنكه دوست على دوست خدا ، و دشمن على دشمن خداست . 8 - و ديگر آنكه على حجّت خداست بر بندگانش . 9 - و ديگر آنكه موّدت و دوستى با على ايمان ، و بغض با او كفر است . 10 - و ديگر آنكه جمعيّت و طرفداران على حزب خدا هستند ، و جمعيت و طرفداران دشمنان على حزب شيطانند . 11 - و ديگر آنكه على با حقّ است و حقّ با على است : هيچگاه از هم جدا نمىشوند . 12 - و ديگر آنكه على قسمت كننده بهشت و دوزخ است . 13 - و ديگر آنكه : كسى كه از على دورى جويد ، از من دورى جسته ، و كسى كه از من دورى بجويد از خدا دورى جسته است . 14 - و ديگر آنكه پيروان و شيعيان على ، آنانند كه رستگار خواهند بود . از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه حضرت رسول الله ، هم از نقطه نظر باطن ، و معارف الهى و اطلّاع بر اسرار غيبيّه ، و نيز از نقطه نظر ظاهر ، در تمام شئون على بن أبىطالب أميرالمؤمنين عليه السّلام را در بيت خود و حرم خود كه حرم خداست ، جاى داده و هميشه در سرّ و شهادت ، و ظاهر و پنهان ، با آن حضرت بوده ، دو نفس بودند كه از يك اصل منشعب شدهاند بالاخص در آن فقره از روايت كه فرموده است : لا يؤدّى عنّى الّا انا او على ، منظور آناستكه اين بار رسالت و هدايت مردم را بهسوى خدا از نقطه نظر ظاهر و باطن ، يعنى با سيطرهء بر نفوس و ملكوت آنها ، كسى نمىتواند حمل كند ، مگر خود